محمدولی سهرابی اسمرود
* پایان یک مجله:
پایان عمر بسیاری از نشریات، از جمله نشریات موسسه اطلاعات با آغاز سال ۱۳۹۰ شروع شده بود. کمبود کاغذ، افزایش ملزومات و هزینههای چاپ و توزیع، بحران مالی جدی را پیشروی مدیران و ناشران گذاشته بود و هر سال بر تعداد تعطیلی نشریات افزوده میشد.
این بحران افزونتر میشد و موسسه بزرگ اطلاعات و نشریات وابسته هم از این بحران مستثنی نبودند.
از سال ۱۳۹۵ به بعد، باظهور و عرض اندام فضای مجازی، گویی در کنار بحران مالی، هووی خوش خط و خالی هم برای رسانههای مکتوب پا به عرصه گذاشته بود!
آنهایی که زودتر با این رقیب ناخوانده همگام شدند، از مهلکه رستند، تا بقایشان را اندکی افزایش دهند. اما آنهائی که با قافله فضای مجازی دمساز و همراه نشدند، با فشار بحران مالی، عمرشان کوتاه شد. جوانان امروز و برخی از نشریات موسسه اطلاعات با تصمیم مدیران وقت و جهت صرفهجویی در هزینهها سال ۱۳۹۷، پس از حدود ۶۰ سال انتشار به صورت هفتهنامه، تبدیل به ماهنامه شدند.
برای جبران دوری یک ماهه مخاطبان مجله، با وجود تعدیل شدید نیرو، به کمتر از یک چهارم، مصمم شدیم طرحی نو دراندازیم و جوانان امروز را در قالب یک ماهنامه، با شمایل جدید و مطالب متنوع به بازار نشر عرضه کنیم، چنین شد و چند شماره از مجله، با آگهی که لازمه حیات و بقای نشریات بخصوص در وضعیت بحران مالی موسسه بود، منتشر شد. با بررسی میدانی و بازخوردی که توسط خبرنگاران، نمایندگیها و خبرنگاران افتخاری در سراسر کشور گرفتیم، نتیجه کار قابل قبول بود و تصمیم به ادامه همین مسیر گرفته شد.
چاپ مجله به صورت تمام رنگی و کاغذ مرغوب و کیفیت چاپ مناسب، و به تبع آن، بالارفتن هر روزه هزینههای چاپ و توزیع، سبب شد مجله با احتیاط و با شمارگان محدود چاپ شود که رفته رفته کمبود مجله در خیلی از شهرها و مراکز توزیع گزارش شد. حتی صاحبان آگهی در یافتن نمونه مجله دچار مشکل شدند و به مرور از دادن آگهی که چند شماره بود و بیشتر هزینههای مجله را هم پوشش میداد، خودداری شد.
حرکت مجله به سمت و سوی پسند مشتری، علیرغم میل باطنی و حجم زیاد آگهیها و تلاش برای بقا در چرخه چاپ و نشر، حساسیت و واکنشهایی در برخی محافل و حتی افراد غیرکارشناس برانگیخت و آهسته آهسته شنیده شد که این واکنشهای برون سازمانی در نگاه برخی مدیران موسسه هم بروز و ظهور دارد و مستقیم و غیرمستقیم به ما هم منتقل میشود که این روش ادامه کار مجله، باب میل مدیریت مجموعه اطلاعات نیست و من هم به عنوان مدیر مسئول و سردبیر، تابع چارچوب و سیاست حاکم بر موسسه بودم، دست به عصا شدم و از تب و تاب افتادم، تا زمانی که در یک ملاقات حضوری و نشست یک ساعته با یکی از مدیران ارشد موسسه، رسماً و محترمانه از من خواسته شد که: «باید موازین و اصول حفظ شود. مطالب باید در شأن موسسه اطلاعات باشد. در این اوضاع و احوال اباحیگری و نیهلیسیم، گرا دادن به نویسندههای پوچگرا شایسته شأن موسسه اطلاعات نیست و ...»! من که کارنامه ۳۰ساله مطبوعاتیام درست خلاف جهت ذکر شده بوده، و هیچ نشانه و رد پایی هم از آن مکاتب و یا اثری از آثار پوچگرایان در ماهنامههای چاپ شده اخیر در جوانان سراغ نداشتم، دوباره برگشتم به مسیری که آنچه سلیقه و ذائقه خودم اقتضا میکند و به آن ایمان دارم، مجله را سوق دهم، نه آنچه مخاطب میپسندد! من وخیلی از مدیران جوانان امروز اگر صرفاً دنبال شمارگان افزون مجله بودیم و دنباله رو خواست مخاطب، بلد بودیم در این مسیر گام برداریم، حتی بدون عاشقانههای آتشین، بدون انتخاب ملکه زیبایی، در بازار بیرقیب رقیبان غریب!
جوانان امروز در اوضاع آشفته بازار دهه ۹۰ و وضعیت پرتلاطم مطبوعات، در سالهای پایانی این دهه، به دلایل مختلف، چون خیلی از نشریات درگرداب مشکلات، تسلیم رضای تصمیمگیران و مدیران موسسه شد و عاقبت، شهریورماه ۱۳۹۷، دو سال پس از بازنشستگی من، به عمر حدود ۶۰ سالهاش پایان داده شد.
یاد جوانان امروز و همه کسانی که با جوانان امروز پیر شدند، به خیر.
شما چه نظری دارید؟